غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

321

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ميرزا فريدون حسين ميرزا مريم سلطان بيگم كه صاحبهء سيد عبد اللّه ميرزا بود فاطمه سلطان بيگم كه زوجهء ميرزا يادگار فرخ ميرانشاه بود از مهد منكلى بىبى آغاچه كه تركيه بود مملوكهء شهربانو بيگم بنت سلطان ابو سعيد ميرزا و شهربانو بيگم بنت سلطان ابو سعيد ميرزا بود و شهربانو بيگم در وقتى كه بشرف ازدواج خاقان منصور مشرف بود او را بآنحضرت بخشيده بود عايشه سلطان بيگم كه در حرم‌سراى قاسم سلطان روزگار ميگذرانيد از زبيده آغا جلاير و از اولاد ذكور خاقان منصور هفت نفر در ايام زندگانى آنحضرت جهان فانى را وداع كردند اسامى ايشان اينست فرخ حسين ميرزا شاه غريب ميرزا محمد معصوم ميرزا حيدر محمد ميرزا ابراهيم حسين ميرزا محمد حسين ميرزا ابو تراب ميرزا و از اولاد اناث پنج مستوره نيز در زمان حيات آن پادشاه خجسته‌صفات نقاب تراب بر روى كشيدند و نامهاى ايشان اينست آق بيگم بيكه بيگم آغا بيگم كيچيك بيگم فاطمه سلطان بيگم ازواج طاهرات آنحضرت بيكه سلطان بيگم و چولى بيگم و زبيده آغا و جلاير و لطيفه سلطان آغاچه در زمان زندگانى آنبانى مبانى جهانبانى عالم فانى را وداع كردند و ديگران بعد از واقعه آنحضرت باندك زمانى هريك بكشورى افتاده اكثر در غربت روى بملك آخرت آوردند مگر آفاق بيگم كه تا غايت در قيد حياتست ذكر صدور خاقان منصور چون در زمان خجسته نشان خاقان عالىمكان موقوفات بلاد خراسان بمرتبهء رسيده بود كه يك كس از عهدهء ضبط آن بيرون نمىتوانست آمد پيوسته آن پادشاه عاليجاه دو سه كس از اعاظم سادات و فضلا را بتعهد منصب صدارت سرافراز مىساخت بنابرآن در اوان سلطنت آنحضرت جمعى كثير از ارباب عمايم بسرانجام مهام آن منصب مشغولى نمودند و اين چهارده كس كه اسامى ايشان مذكور مىشود از آن جمله بودند سيد جلال الدين حمزه اندخودى مكى در سلك اشراف سادات حسينى منتظم بود و با زبدهء آل عبا سيد بركه نسبت خويشى داشت و آن جناب در مبادى اوقات سلطنت حضرت خاقانى بمنصب صدارت رسيد و مقدم بر تمامى صدور عظام توقيع كشيد اما بسبب عدم وقوف و كثرت شعف بارتكاب شراب آن مهم را از پيش نتوانست برد و در كمال بىاختيارى سلوك ميكرد تا زمانى كه معزول شده روى بگوشهء انزوا آورد . مولانا قطب الدين محمد الخوافى بصفت فقاهت و فضيلت موصوف بود و بوفور فراست و كياست معروف و از انشاء مكاتيب و فرامين و پروانجات مهارت تمام داشت و در فيصل مهمات و معاملات موقوفات بر امثال و اقران رايت تفوق مىافراشت و آن جناب در زمان سلطان سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد نايب شرف جهان مولانا عبد الرحيم صدر بود و بعد از واقعه قراباغ بدار السلطنه هراة شتافته خاقان منصور منصب صدارت بوى تفويض نمود و چون جناب مولوى چندگاه بلوازم آن مهم پرداخت در بيست سوم محرم الحرام